تبليغاتX
راهب جامه خاکستری
 

به تو فكر مي كنم

كه رشته هاي بلند تسبيح و صليب هاي درخشان از من جدايت كرده‌اند

 

يادت مي‌آيد ترا چگونه بر بستري پوچ و بي معنا برهنه كردم؟

 

چرا اين جهان چروكيده با توهمات اش

دست از آزار من بر‌نمي‌دارد؟

 

به دنبال تو مي‌گردم

از كوهستانهاي بر‌ف گير اين اطراف

تا آن دوردست،‌ تا آرارات پير!

 

و چنان مي‌گريزم از زمان

كه همكاسه با پيران سپيدريش

در سرماي بي‌رحم درياي شمال

مي‌رسم به قله هاي مه آلودي كه

پشت تمام قصه‌هاي پريان

خفته و خاموش مرا نگاه مي‌كنند!

 

 

گرگ سرگردان تو

بي توشه‌اي از اميد

ميان جنگلهاي سياه

مي نالد!

 

نوشته شده توسط Dr Jack در یکشنبه سی ام دی 1386 |
 

چندروز پيش احساس كردم خيلي خوب و عالي هستم. و دارم حيف مي‌شوم. روز بعد بوي گندي به مشامم رسيد. اول سرگردان شدم كه بو از كجاست. وقتي فهميدم بوي گند خودم است خيلي آزرده شدم. روز بعد به بوي گند-م عادت كردم. حالا دارم از آن لذت مي‌برم.

نوشته شده توسط Dr Jack در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 |
 

۱- معرفی:

 این بند یک جور "احراز هویت" است. شبی پلیس من و دن سیفون را به همراه دختری که ادعا می کردیم دخترخاله مان است متوقف کرد. پس از کمی سین جیم به این نتیجه رسید که "هویت ما احراز نشده است". من باید پیش از این خودم را معرفی می کردم. من دکتر جک، نویسنده کتاب "جامعه شناسی مزخرفات است"* هستم. نوازنده سازهای کوبه ای، پزشک مغز و اعصاب، شارلاتان بین المللی و دروازه بان تیم نامبرده در بالا. غذای مورد علاقه ام: آبگوشت بزباش (با یا بدون مارلین دیتریش) و نوشیدنی دلخواهم چای سبز و گوارای تو اون بطری است.

پلیس پس از گفتن جمله مورد نظر ما را ترک کرد.

۲- آخرین کتاب:

دستورالعمل: اگر خواستید مخ دختر کتابخوانی را بزنید که اطرافش پر است از آدمهای کتاب گریز، ازش بپرسید«آخرین کتابی که خواندی چه بوده؟». با شرمندگی از جناب void آخریش همین "فرانی و زویی" بوده. البته تا همین لحظه. سوال:چرا تا حالا نخوانده بودم؟ ج: سوال بعدی لطفا. سوال: چطور بود؟ ج: من ناتور دشت را بیشتر دوست داشتم. فقط فرانی بدجوری مرا یاد کسی می انداخت. منظورم ل.ا است(دن سیفون، نخند). زویی؟ گاهی فکر می کنم قهرمانان سلینجر(مانند مخاطبین این وبلاگ) به شکل دل بهم زنی غیر عادی اند و در همان حال با آنها همذات پنداری می کنم.همه این مسایل مرا وامی دارد جایزه منتقد دلسوز را بدهم به فرانی و دماغ دشمنان را بسوزانم.

3- جکی متهم می کند:

یکی از بهترین سرگرمیهای من نقد کردن آدمهای ناجور و خطرناک است. البته این بازی را با VOID می کنیم. دن سیفون تازگیها تلاش می کند خودش را جای منتقدین دلسوز جا بزند. ولی بهتر است خودش را خسته نکند.

* این کتاب با نام فرعی "گوساله های سخنگو ساکت شوید" چاپ شده است.

نوشته شده توسط Dr Jack در جمعه بیست و یکم دی 1386 |

من قصد دارم این وبلاگ را زنده کنم. کمی هم می خواهم در نوشتن آن جدی تر باشم. کمی هم منظمتر. با این که اصولا اهل مخاطب محوری نیستم، مخاطبی هم ندارم آنچنان، محض خوشحال کردن خودم و خودتان، اگر پیشنهادی انتقادی چیزی دارید برایم بنویسید. در پایان به منتقدان دلسوز جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.

آخرین فرصت ارسال نظرات: جمعه ۲۱ دی ماه

نوشته شده توسط Dr Jack در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 |
 
از شنیدن خبر ترور بوتو خیلی دلم گرفت
نوشته شده توسط Dr Jack در جمعه هفتم دی 1386 |