یک کتابی را در نظر بگیرید با جلد خوشگل و صفحات نفیس. در هر صفحه یک مصراع از اشعار حافظ چاپ شده که مصرع بعدی یا قبلی اش هم در صفحه بعد و قبل یا احیانا در کل کتاب نیست. اول کتاب هم از رمبو نقل شده: "باید مطلقا مدرن بود". عقیده مرا می خواهید؟ کاری است در ردیف کتابهای سخن بزرگان و کلمات قصار. بیشتر از این جدی گرفتنش خنده دار است. ظاهرا خود کیارستمی هم به چیزی جدی تر از این فکر نکرده است. مساله دقیقا اینجاست. کجای این کار "مطلقا مدرن" یا خوانشی جدید است؟
شما معمولا می توانید شعری را به گونه ای جدید بخوانید یا آنرا به گونه ای بفهمید که دیگران آنرا آنگونه نشناخته اند.اما انتخاب بخشی از یک شعر یا مصراع هایی از یک دیوان نه کاری مدرن است و نه اصولا نوعی خوانش است. مثلا کار شاملو را می توان شکلی از خوانش دانست که شاید زمینه اش را از گونه ای تاویل می گیرد ولی لزوما وابسته آن نیست.مثلا این شعر مولوی را در نظر بگیرید:
گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
این را می توان به شکلهای زیر خواند:
الف)گفت آن چیز دگر نیست دگر، هیچ مگو و این خود به دو معنی:1-آن چیز دیگر دیگر وجود ندارد پس چیزی نگو.2-آن چیز دیگر در واقع دیگر نیست (بلکه از خود است) پس چیزی نگو.
ب)گفت آن چیز،دگر نیست،دگر هیچ مگو و باز هم به همان دو معنی
ب)گفت آن چیز دگر، نیست،دگر هیچ مگو و غیر از معانی بالا به این معنی که "چیز دیگر" از اساس وجود ندارد پس تو دیگر چیزی مگو
حالا این که شما تعدادی از مصراعها را انتخاب کنید نمی شود خوانشی جدید. می شود انتخاب گلچین.
***
آیا می توان از غزل هایکو به وجود آورد؟ به عقیده من اینکار چند اشکال دارد. نخست آنکه هایکوسرا تلاش دارد چیزی را در غالبی کوتاه بیان کند. بنابراین هایکو خود یک کل تمام و کمال(به خود بسنده*) است. نمی توان لزوما اجزای جداگانه یک غزل را مستقل شمرد هر چند حافظ غزلهای بسیاری دارد که ابیات اش به گونه ای از هم استقلال دارند.اما مساله مهمتر در مورد مصراعهاست. مصراعهای بسیاری هستند که جمله شان در مصراع بعدی کامل می شود. و غالب مصراعهای دیگر جمله های پایه و پیرو هستند.
تفاوت دیگری هم هست و آن تفاوت در نحوه دیدن جهان است. هایکو نگاهی است انفجاری و در غالب اوقات نامتعارف به جهان. شخصیتهای هایکو معمولا چیزهای "پیش پا افتاده" هستند. غورباقه، حلزون، بچه گربه ... کوتاهی هایکو به معنی شتابزدگی آن نیست. هایکو "فست فود"**ی نیست که با عجله و ناآرامی خورده می شود.
پرسش نهایی این است آیا "مصرف فست فودی" شعر، سینما ، ادبیات و ... چیز خوبی است؟
پانوشت:
*
در مقابل Standalone** لزوما نباید فست فود را با عجله و نا آرامی خورد. در شلوغی فست فودها هم می توان از غذا لذت برد. صفت "فست فودی" لزوما به فست فود ربط ندارد. نحوه ای از برخورد با چیزها را نشان می دهد.
ُ